35-خدارو شکر!!!
سلام عزیز دلم سلام جوجه .. تو که مامانت رو نصف جون کردی آخه! امروز رفتم سونو عزیزم با اینکه وقت سونوم برای ۲ هفته ی دیگه بود اما خب امروز دیگه به خاطر خونریزی و حال بدم به توصیه خانم دکتر اورژانسی رفتم ، انقدر بی تاب و نگران بودم که همه از دست مامانت کلافه شدن ، مامانم بابام و صد البته آقای دکتر که سونو رو انجام داد!! انقدر ازش سوال پرسیدم که بار آخری از زیر عینکش یه نگاه عاقل اندر سفیه و ناجوری بهم کرد که فرار رو بر قرار ترجیح دادم! اما میریم سر حال شما .... خوشبختانه و خدارو صدها هزاران بار شکر!!!!!! قلب کوچولوت میزد ، سر جات بودی ، جفت هم بود اما ی مقداری پایین امده بود که گفت باید استر...
نویسنده :
💚رستا💙
14:32



